تحلیل چالشهای اساسیسازی حقوق بینالملل در پرتو جهانیشدن: از برتری هنجاری تا بحران مشروعیت و چندپارگی
کلمات کلیدی:
اساسیسازی حقوق بینالملل, جهانیشدن, قواعد آمره, حاکمیت دولتها, مشروعیت, چندپارگی حقوق بینالمللچکیده
جهانیشدن، ساختار کلاسیک حقوق بینالملل را که بر حاکمیت دولتها، رضایت و روابط افقی میان واحدهای سیاسی استوار بود، با دگرگونیهای عمیق مواجه کرده است. در این بستر، نظریه «اساسیسازی حقوق بینالملل» میکوشد توضیح دهد که چگونه برخی قواعد، ارزشها و نهادهای بینالمللی به جایگاهی فراتر از تعهدات قراردادی عادی دست مییابند و در مقام محدودکننده قدرت عمومی عمل میکنند. هدف این پژوهش، تحلیل ظرفیتها و بهویژه چالشهای اساسیسازی حقوق بینالملل در پرتو جهانیشدن است. پرسش اصلی آن است که آیا بدون وجود دولت جهانی، قانون اساسی واحد و ضمانت اجرای متمرکز میتوان از شکلگیری یک نظم اساسی در سطح بینالمللی سخن گفت و مهمترین موانع تثبیت چنین نظمی چیست. پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و رویکرد حقوقی ـ اسنادی انجام شده و با اتکا به قواعد آمره، تعهدات عامالشمول، منشور ملل متحد، رویه مراجع قضایی، ادبیات حقوق بشر و مطالعات مربوط به چندپارگی حقوق بینالملل، مؤلفههای هنجاری و نهادی این فرایند را ارزیابی میکند. یافتهها نشان میدهد که حقوق بینالملل معاصر دارای نشانههای قابل توجهی از اساسیسازی غیررسمی است؛ از جمله ایجاد سلسلهمراتب نسبی هنجارها، محدود شدن حاکمیت به وسیله تعهدات بنیادین، افزایش نقش فرد و توسعه نظارت قضایی. با این حال، ابهام مفهومی، مقاومت دولتها، بحران مشروعیت دموکراتیک نهادهای فراملی، ضعف ضمانت اجرا و تعارض میان رژیمهای تخصصی مانع از آن است که این روند به یک ساختار اساسی کامل تبدیل شود. نتیجه آنکه اساسیسازی حقوق بینالملل را باید فرایندی تدریجی، چندسطحی و ناتمام دانست که موفقیت آن به ایجاد تعادل میان حاکمیت و مسئولیت، وحدت هنجاری و کثرتگرایی، و مشروعیت حقوقی و سیاسی وابسته است.
دانلودها
گاهشمار انتشار
- ارسال
- بازنگری
- پذیرش
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 2025 محمد حسین جباری کلوجه (نویسنده); حسینقلی رستم زاد; احسان جاوید (نویسنده)

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.